مدیرعامل برای تصمیم ماهانه به چند شاخص نیاز دارد که سودآوری، نقدینگی و ریسک را نشان دهند، نه به همه‌ی سطرهای صورت‌های مالی. پیشنهاد ویراف برای شروع چهار شاخص است: حاشیه‌ی سود ناخالص، نسبت نقد عملیاتی به سود، چرخه‌ی تبدیل نقد و حاشیه‌ی ایمنی نسبت به نقطه‌ی سربه‌سر. هر شاخص فقط وقتی معنا دارد که کنار روند چند ماه و یک آستانه‌ی اقدام دیده شود.

چهار شاخص و پرسشی که هر کدام پاسخ می‌دهد

شاخص‌های پیشنهادی مدیرعامل
شاخصمحاسبهپرسشی که پاسخ می‌دهد
حاشیه‌ی سود ناخالص(فروش خالص − بهای تمام‌شده) ÷ فروش خالصقیمت‌گذاری و بهای تمام‌شده هنوز سودآورند؟
نقد عملیاتی به سودجریان نقد عملیاتی ÷ سود خالصسود به پول تبدیل می‌شود یا در مطالبات و انبار می‌ماند؟
چرخه‌ی تبدیل نقدروزهای نگهداری موجودی + روزهای وصول مطالبات − روزهای پرداخت به تأمین‌کنندههر تومان خرید چند روز بعد به پول فروش برمی‌گردد؟
حاشیه‌ی ایمنی(فروش − فروش سربه‌سر) ÷ فروشفروش چقدر می‌تواند کم شود تا شرکت به زیان برسد؟

در دوره‌ی تورمی، رشد فروش ریالی به‌تنهایی رشد واقعی نیست. اگر فروش ریالی ۴۰٪ بالا رفته، اما حاشیه‌ی ناخالص از ۳۵٪ به ۲۸٪ رسیده، یعنی ۷ واحد درصد افت، شرکت بخشی از رشد را با قیمت پایین‌تر یا بهای بالاتر خریده است. همین را سود مطلق نشان نمی‌دهد.

مثال فرضی: یک کارگاه تولیدی در یک ماه

داده‌ها و شاخص‌های یک ماه برای کارگاه فرضی (میلیون تومان)
قلممقدار
فروش ماه۲٬۰۰۰
بهای تمام‌شده؛ فرض: فقط مواد و دستمزد مستقیم و کاملاً متغیر۱٬۳۰۰
هزینه‌های ثابت ماه۴۵۰
حاشیه‌ی سود ناخالص: ۷۰۰ ÷ ۲٬۰۰۰۳۵٪
سود عملیاتی و حاشیه‌ی آن۲۵۰؛ ۱۲٫۵٪
فروش سربه‌سر: ۴۵۰ ÷ ۰٫۳۵حدود ۱٬۲۸۶
حاشیه‌ی ایمنی: (۲٬۰۰۰ − ۱٬۲۸۶) ÷ ۲٬۰۰۰حدود ۳۶٪
میانگین مطالبات؛ روزهای وصول: ۱٬۸۰۰ ÷ ۲٬۰۰۰ × ۳۰۱٬۸۰۰؛ ۲۷ روز
میانگین موجودی؛ روزهای نگهداری: ۱٬۰۰۰ ÷ ۱٬۳۰۰ × ۳۰

این کارگاه سودآور است و فروشش حدود ۳۶٪ از نقطه‌ی سربه‌سر فاصله دارد. اما هر تومانی که صرف خرید مواد می‌شود، حدود ۳۵ روز بعد به پول برمی‌گردد. با فروش ماهانه‌ی ۲ میلیارد تومان، این یعنی بیش از یک ماه بهای تمام‌شده باید از محل سرمایه در گردش یا وام تأمین شود. اگر شرکت مهلت نسیه‌ی مشتریان را ۱۵ روز بیشتر کند، چرخه به حدود ۵۰ روز می‌رسد و نیاز نقدی به همان نسبت بزرگ می‌شود، بی‌آنکه سود صورت سود و زیان تغییر کند.

از هر شاخص چه تصمیمی بیرون می‌آید

  • افت حاشیه‌ی ناخالص: قیمت فروش، بهای خرید و ترکیب فروش محصول‌ها را بررسی کنید؛ محصولی که حاشیه‌اش زیر میانگین است، سهم فروشش در حال بزرگ‌شدن نباشد.
  • نسبت نقد عملیاتی به سود چند ماه پیاپی زیر یک: رشد مطالبات و موجودی را دنبال کنید و شرایط فروش نسیه را بازبینی کنید.
  • طولانی‌شدن چرخه‌ی تبدیل نقد: جزء مقصر را پیدا کنید؛ موجودی راکد، وصول کند یا پرداخت زودتر از موعد به تأمین‌کنندگان.
  • کوچک‌شدن حاشیه‌ی ایمنی: پیش از استخدام یا افزایش هزینه‌ی ثابت، اثر آن را بر فروش سربه‌سر حساب کنید.

شاخص‌های مکمل

  • نسبت جاری: توان پرداخت بدهی‌های کوتاه‌مدت از محل دارایی‌های جاری
  • نسبت بدهی به حقوق مالکانه: میزان اتکای شرکت به وام؛ در دوره‌ی نرخ سود بالای تسهیلات حساس‌تر است.
  • هزینه‌ی مالی به سود عملیاتی: چه سهمی از سود عملیات صرف سود تسهیلات می‌شود.
  • رشد فروش واقعی: رشد فروش پس از کسر اثر افزایش قیمت‌ها، برای فهمیدن اینکه حجم کار واقعاً بیشتر شده یا فقط قیمت‌ها.

برای محاسبه‌ی سریع، ابزار نقطه‌ی سربه‌سر، ابزار حاشیه‌ی سود و ابزار نسبت‌های مالی در دسترس‌اند. تعریف شاخص‌ها و ساخت داشبورد روی داده‌های خود کسب‌وکار، کار خدمت داشبورد مدیریتی مالی ویراف است.