بهای تمامشدهی کالای فروشرفته، بهای خرید یا ساخت کالاهایی است که در یک دوره فروخته شدهاند. فروش منهای این عدد، سود ناخالص است. در واحد بازرگانی با موجودی ادواری، آن را از رابطهی «موجودی ابتدای دوره + خرید خالص − موجودی پایان دوره» به دست میآوریم. در واحد تولیدی، بهجای خرید، بهای کالای ساختهشده مینشیند که از مواد، دستمزد و سربار تشکیل میشود.
بهای تمامشده با خرید یکی نیست
کالایی که خریده شده و هنوز فروخته نشده، هزینهی دوره نیست؛ در پایان دوره موجودی کالا و دارایی است و وقتی فروخته شود، بهایش به بهای تمامشدهی همان دورهی فروش منتقل میشود. به این ترتیب هزینهی کالا در دورهای ثبت میشود که درآمد فروشش ثبت شده است. شرکتی که در یک ماه زیاد خرید و کم فروش داشته، خرید بالا و بهای تمامشدهی پایین دارد؛ مابقی خرید در موجودی پایان ماه مانده است.
فرمول در واحد بازرگانی
بهای تمامشدهی کالای فروشرفته = موجودی ابتدای دوره + خرید خالص − موجودی پایان دوره
- موجودی ابتدای دوره همان موجودی پایان دورهی قبل است.
- خرید خالص یعنی خرید منهای برگشت از خرید و تخفیفهای خرید، بهعلاوهی هزینهی حمل کالای خریداریشده تا انبار
- موجودی پایان دوره از شمارش واقعی انبارگردانی و ارزشگذاری آن به دست میآید.
این رابطه برای موجودی ادواری است؛ یعنی وقتی بهای کالا در هر فروش ثبت نمیشود و بهای تمامشده در پایان دوره یکجا محاسبه میشود. در موجودی دائمی، نرمافزار بهای هر قلم را هنگام فروش ثبت میکند و بهای تمامشده جمع همین ثبتهاست. در این حالت هم انبارگردانی لازم است، چون کسری و ضایعات فقط با شمارش واقعی دیده میشوند.
روش ارزشگذاری موجودی، مانند میانگین موزون یا اولین صادره از اولین وارده، مبلغ موجودی پایان دوره و در نتیجه بهای تمامشده را تغییر میدهد. اگر روش از دورهای به دورهی دیگر عوض شود، بخشی از تغییر سود از خود روش میآید و سود دو دوره قابل مقایسه نیست.
در واحد تولیدی
در واحد تولیدی، بهای کالای ساختهشده جای خرید را میگیرد و از سه جزء تشکیل میشود:
- مواد مستقیم: بهای موادی که مستقیماً در محصول به کار میرود.
- دستمزد مستقیم: حقوق و مزایای کسانی که مستقیماً روی محصول کار میکنند.
- سربار ساخت: هزینههای غیرمستقیم تولید، مانند استهلاک ماشینآلات، انرژی کارگاه و دستمزد سرپرستی.
واحد تولیدی سه موجودی دارد: مواد اولیه، کالای در جریان ساخت و کالای ساختهشده. هر کدام موجودی ابتدا و پایان خود را دارد و بهای تمامشدهی کالای فروشرفته در انتهای این زنجیره به دست میآید. سهم سربار هرچه بیشتر باشد، روش تسهیم آن میان محصولات اثر بیشتری بر بهای هر محصول و تصمیم قیمتگذاری دارد.
مثال عددی فرضی در واحد بازرگانی
| شرح | مبلغ |
|---|---|
| موجودی ابتدای دوره | ۲۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ |
| اضافه: خرید خالص | ۸۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ |
| کسر: موجودی پایان دوره طبق انبارگردانی | (۳۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰) |
| بهای تمامشدهی کالای فروشرفته | ۷۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ |
| فروش خالص | ۱٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ |
| سود ناخالص | ۳۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ |
| حاشیهی سود ناخالص | ۳۰٪ |
اگر موجودی پایان دوره به اشتباه ۲۵۰٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان شمرده شود، بهای تمامشده ۷۵۰٬۰۰۰٬۰۰۰ و سود ناخالص ۲۵۰٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان میشود. هر مبلغ خطا در موجودی پایان دوره، به همان مبلغ سود ناخالص را جابهجا میکند؛ در این مثال حاشیهی سود از ۳۰٪ به ۲۵٪ میرسد، یعنی ۵ واحد درصد کمتر.
خطاهای رایج
- خرید دوره بهجای بهای تمامشده در صورت سود و زیان گزارش میشود و کالای فروختهنشده هزینه شناخته میشود.
- هزینهی حمل کالای خریداریشده به هزینههای عمومی میرود و در بهای موجودی نمینشیند.
- برگشت از خرید در دفتر ثبت نمیشود و خرید خالص بیش از واقع است.
- در واحد تولیدی، سربار ساخت از محاسبه جا میافتد و بهای محصول فقط با مواد سنجیده میشود.
- ماندهی دفتری موجودی بدون شمارش واقعی مبنا قرار میگیرد و کسری انبار پنهان میماند.
بهای تمامشده در صورت سود و زیان بلافاصله پس از فروش میآید. اگر بهای تمامشدهی هر محصول در واحد تولیدی روشن نیست، خدمت محاسبه و استقرار بهای تمامشده ویراف برای همین کار است.